خاطره زوجی از شهر فردریکستاد نروژ

زوجی از شهر فردریکستاد نروژ، چندسالی است که جهان گردی می کنند و به قاره های اروپا، آفریقا، اقیانوسیه و آسیا سفر کردند، گزارشی جالب و خواندنی از سفر های خود در وب سایتشان منتشر می کنند و هدفشان از این کار، تشویق و ترویج دیگران به سفر رفتن است. فراموش نکنید که این نوشته از زبان این زوج جهانگرد می باشد. پس گوش بسپاریم به این خاطره.

به روستایی از توابع اردکان رسیدیم که قدمت هزارساله داشت. آفتاب بر روستا می تابید و روستا را از فرسخ ها دورتر زیباتر می کرد. اتوبوس در مکانی سرسبز و پر از درخت و در کنار مجسمه هایی ایستاد. از دورها معماری خشتی و قدیمی به چشم می خورد، اما کمی نزدیک تر، ساختمان های مدرن و جدید وجود داشت که تضاد در آن بیداد می کرد. در گشت و گذاری که در روستا بر روی سنگ فرش ها داشتیم، انگار این روستا خالی از سکنه بود. روستای جدید بر روی تپه ای نمایان بود و چشم انداز زیبایش، آدمی را مات و مبهوت می کرد و در انتها به میدانی رسیدیم که در نزدیک کانالی، خانمی بر روی دو زانویش نشسته و لباس می شست. در پشت بادگیری که به تازگی مرمت شده بود و در این میدان قرار گرفته بود، روستای کاهگلی خرانق به چشم می خورد.

کوچه پس کوچه های روستای خرانق، شبیه به تار عنکبوتی متروک شده بود. آن هنگام که در کوچه های روستا قدم می زدیم، منتظر هر اتفاقی بودیم. هر لحظه امکان پرت شدن خشتی بود، اما این روستا آنقدر زیبا بود که مات و مبهوت، فقط قدم می زدیم و متوجه خطرات احتمالی قدم زدن و بالا رفتن از ویرانه ها نبودیم. ما با گروه منظمی رفته بودیم، اما آنقدر مات و مبهوت زیبایی این روستا بودیم که اصلا متوجه گروه نبودیم و بعدها متوجه شدیم که ما ماندیم و اکتشافات و خانه های ویران که هنوز دیوارهای آن، زیبایی این روستا را به رخ بازدید کنندگان می کشد. از پنجره های خانه های به جا مانده، منظره ای سرسبز نمایان بود و گنبد آبی روشن در آن طرف دره خودنمایی می کرد و مردان مسنی که در زمین ها در حال کشاورزی بودند. صخره های عجیبی که در امتداد افق و بیابان ها به طرف دره ها کشیده شده بودند. اینجا شبیه به دنیایی سورئال است که آسمانی آبی و منظره ای قهوه ای با هاله های طلایی دارد که نقطه های سبز روشن از دور دست ها در آن می درخشد و فضایی زیبا به روستا بخشیده. این روستا مانند دیگر روستاهای ایران معمولا کسی در آن زندگی نمی کند، جوانترها روستارا ترک کردند و تنها چند پیرزن مسن، چراغ این روستا را روشن نگه داشته اند. با قدم گذاشتن به جلو به حمامی با کاشی کاری سفید و سکوهای شستشو می رسیم که وجود چنان سازه ای در یکی از حفره های زمین، غافلگیر کننده بود. یکی از دلایل مهاجرت و ترک این روستا کمبود آب بود است. خرانق یکی از روستاهای ماجراجویانه برای علاقه مندان به سفر و تاریخ می باشد. اگر مسیرتان به این طرف ها افتاد، در کنار دیگر جاذبه های گردشگری یزد، سری هم به روستای خرانق اردکان بزنید که فقط یک ساعت تا یزد فاصله دارد اما ارزشش را دارد و حتما دوباره باز خواهید گشت. این روستا ما را به خاطرات 5 سالگیمان برد و باهی جانی غیر قابل توصیف و با اشتیاق به گشت و گذار پرداختیم